Toggle stanza 1
بی تو، ای بی تو به جان آمده جانم، چونی؟
1

بی تو، ای بی تو به جان آمده جانم، چونی؟

کز پی کاهش من روز به روز افزونی

2

پیش از این گر چه جفاهات بسی بود، ولی

نه چنین بود از این بیشتری کاکنونی

3

جان همی خواستی از من که به افسون ببری

جان من رفت و تو هم بر سر آن افسونی

4

چند گویی که چه حال است دل تنگ ترا

آن چنان است که تو از دل من بیرونی

5

حال خونابه خسرو دل خسرو داند

تو چه دانی که نه در آب و نه اندر خونی

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…