غزل شمارهٔ 1245
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1همیشه در فراقت با دل افگار می گریم
11
همیشه در فراقت با دل افگار می گریم
غمت را اندکی می گویم و بسیار می گریم
22
شبی کاندر حریمت ره نمی یابم به صد زاری
به حسرت می نشینم در پس دیوار می گریم
33
اگر مردم به مستی، گاه گاهی گریه ای دارند
چه حال است این که من هم مست و هم هشیار می گریم؟
44
گهی در خلوت تاریک از هجر تو می نالم
گهی در فرقتت در کوچه و بازار می گریم
55
چه سوز است این نمی دانم به جان خسرو مسکین؟
که چون ابر بهار اندر سر کهسار می گریم
Sources
Persian text source: Ganjoor

