غزل شمارهٔ 1048
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1صبا چو در سر آن زلف نیم تاب شود
11
صبا چو در سر آن زلف نیم تاب شود
شکیب در دل بیننده تنگ تاب شود
22
به ترک دین مسلمانیش بیاید گفت
دلی که در شکن زلف نیم تاب شود
33
سیاه روی شدم زین سفید رخساران
چو هندویی که پرستار آفتاب شود
44
یکی ز پرده برون آی تا به دیده من
جمال جمله بهشتی وشان عذاب شود
55
به هر جفا که کند چشم تو رضا دادم
که از خصومت ترکان جهان خراب شود
66
به هر زمین که چو آب حیات بخرامی
دهان مرده به زیر زمین پر آب شود
77
به مجلسی که تو حاضر شوی، چه حاجت نقل؟
که هم به دیدن تو صد جگر کباب شود
88
سؤال غم زدگان را ز لب دری بگشای
که جان خسته به دریوزه جواب شود
99
نخفت خسرو مسکین درین هوس شبها
که دیده بر کف پایت نهد به خواب شود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

