Toggle stanza 1
تا رخ تو زلف ترا پیش کرد
1

تا رخ تو زلف ترا پیش کرد

زلف تو مه را به پس خویش کرد

2

چشم تو دی ملک جهان می گرفت

مست شد آن غمزه و فرویش کرد

3

دوش دهانت نمکی می فشاند

قطره چکید و جگرم ریش کرد

4

کرد دلم پاره و دانی که کرد

تیر تو، ای کافر بدکیش، کرد

5

چشم تو در خواب شد او را بگوی

در نتوان بر سگ خود پیش کرد

6

خامه خسرو نتواند نوشت

آنچه غمت بر من درویش کرد

Sources

Persian text source: Ganjoor