Toggle stanza 1
دیدم به سرِ عمارتی مردی فرد
1

دیدم به سرِ عمارتی مردی فرد

کاو گِل به لگد می‌زد و خوارش می‌کرد

2

وان گِل به زبانِ حال با او می‌گفت:

ساکن! که چو من بسی لگد خواهی‌خورد!

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

گاوی بر گله خود سالار بود و در میانه گاوان به قوت سرو نامدار. چون گرگ بر ایشان زور آوردی آفت وی را به زخم سرو از ایشان دور کردی، نگاه دست حادثه بر وی شکست آورد سروی وی را آفتی رسید. بعد از آن چون گرگ را بدیدی در پناه گاوان دیگر خزیدی. سبب آن را از او سؤال کردند در جواب گفت:

زآن روز که از سروی خود ماندم فرد

JamiBaharistanروضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات)بخش 18

زآن بادهٔ دیرینهٔ دهقان پرورد

در ده که تراز عمر نو خواهم کرد

HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 51 - رباعی

آن لحظه که از پیرهنت بوی رسد

من خود چه کسم چرخ و فلک جامه درد

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 498

آن وسوسه‌ای که شرمها را ببرد

آن داهیه‌ای که بندها را بدرد

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 500

امشب چه لطیف و با نوا می‌گردد

لطفی دارد که کس بدان پی نبرد

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 533

ای اطلس دعوی ترا معنی برد

فردا به قیامت این عمل خواهی برد

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 546

بر خاک نظر کند چو بر ما گذرد

تا چهرهٔ ما به خاک ره رشک برد

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 578

فردا که به محشر اندر آید زن و مرد

از بیم حساب رویها گردد زرد

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 773

هم کفرم و هم دینم و هم صافم و درد

هم پیرم و هم جوان و هم کودک خرد

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 857

کس عهد وفا چنان که پروانهٔ خُرد

با دوست به پایان نشنیدیم که برد

SaadiDivan-e AshʿarRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 33

Sources

Persian text source: Ganjoor