Toggle stanza 1
گر دل از عشق توام چاک بود باکی نیست
1

گر دل از عشق توام چاک بود باکی نیست

نیست یک دل که ز عشق تو در او چاکی نیست

2

مگسل از من که درین باغ گلی نشکفته ست

که به دامان وی آویخته خاشاکی نیست

3

شوق فتراک توام کشت ولی رخش تو را

بی سر به ز منی حلقه فتراکی نیست

4

خوبرویان همه در بردن دل چالاکند

در میان همه لیکن چو تو چالاکی نیست

5

شد تنم خاک و تو از عار بر آن پا ننهی

خوارتر بر سر کوی تو ز من خاکی نیست

6

در همه شهر یکی خانه نبینم که در او

سر به زانوی غم از دست تو غمناکی نیست

7

اهل ادراک همه بسته فتراک تواند

جامی دلشده هم خالی از ادراکی نیست

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 197 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood