غزل شمارهٔ 197
Toggle stanza 1گر دل از عشق توام چاک بود باکی نیست
11
گر دل از عشق توام چاک بود باکی نیست
نیست یک دل که ز عشق تو در او چاکی نیست
22
مگسل از من که درین باغ گلی نشکفته ست
که به دامان وی آویخته خاشاکی نیست
33
شوق فتراک توام کشت ولی رخش تو را
بی سر به ز منی حلقه فتراکی نیست
44
خوبرویان همه در بردن دل چالاکند
در میان همه لیکن چو تو چالاکی نیست
55
شد تنم خاک و تو از عار بر آن پا ننهی
خوارتر بر سر کوی تو ز من خاکی نیست
66
در همه شهر یکی خانه نبینم که در او
سر به زانوی غم از دست تو غمناکی نیست
77
اهل ادراک همه بسته فتراک تواند
جامی دلشده هم خالی از ادراکی نیست
Sources
Persian text source: Ganjoor

