غزل شمارهٔ 651
Toggle stanza 1بادی که گذارش به سر کوی تو یابم
11
بادی که گذارش به سر کوی تو یابم
جان باد فدایش که ازو بوی تو یابم
22
خاکم به ره هر که گذر سوی تو یابد
چون نیست ره آنکه گذر سوی تو یابم
33
زیر قدمت باد سرم چون ندهد دست
کش بالش راحت سر زانوی تو یابم
44
جز ضربت تیغ ستم و تیر جفا نیست
کامی که من از ساعد و بازوی تو یابم
55
خواهم کنم از رشته جان بند قبایت
تا دمبدمش بسته به پهلوی تو یابم
66
فیضی که به دل می رسد از سدره و طوبی
در سایه سرو قد دلجوی تو یابم
77
جامی نبرد سجده دگر جانب محراب
زینسان که دلش مایل ابروی تو یابم
Sources
Persian text source: Ganjoor

