Toggle stanza 1
شبم چون دل ز تاب تب بسوزد
1

شبم چون دل ز تاب تب بسوزد

ز آهم بر فلک کوکب بسوزد

2

چنان از سوز دل شد قالبم گرم

که ترسم جامه از قالب بسوزد

3

لبت هست آتشین لعلی که هرگاه

خیال بوسه بندم لب بسوزد

4

به روز هجر ازان سوزم که باشد

چراغ از بهر آن تا شب بسوزد

5

ببر خاکسترم از راهش ای باد

مبادش زان سم مرکب بسوزد

6

رقیب خام هست از پختگی دور

ز یارب های من یا رب بسوزد

7

چو بر جامی شود سوز تو غالب

متاع هستیش اغلب بسوزد

Sources

Persian text source: Ganjoor