Toggle stanza 1
هرشب از زلف تو حال من پریشان‌تر بود
1

هرشب از زلف تو حال من پریشان‌تر بود

هردم از لعل تو چشمم گوهرافشان‌تر بود

2

گرچه نتواند ز جا جنبید سرو جویبار

بر قدت از شاخ نی در آب لرزان‌تر بود

3

گفتیم یک بوسه خواهی یا دو دشنام از لبم

هرچه کمتر جان من دانی که آسان‌تر بود

4

چاره حیرانی خود زیر بار عشق تو

هرکه را پرسم ز من صدبار حیران‌تر بود

5

مهرت اندر جان و جان در دل دل اندر بر نهان

کردم و زین نیز می‌خواهم که پنهان‌تر بود

6

ز آتش دل پیرهن بر من بسوزد خرقه هم

گرنه هر یک در برم از آب مژگان تر بود

7

بلبل خوشخوان چو وصف گل سراید در چمن

گفته جامی که خواند هرکه خوشخوان‌تر بود

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 334 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood