Toggle stanza 1
چند روزی می برد بخت بد از کوی توام
1

چند روزی می برد بخت بد از کوی توام

باز قلاب محبت می کشد سوی توام

2

دور ازین در هم منت گویم دعا هم جان و دل

هر کجا هستم به جان و دل دعاگوی توام

3

سوی خود می خوانیم چون آمدم می رانیم

می ندانم چون کنم درمانده خوی توام

4

بگذرد زین سقف زنگاری مرا ایوان عیش

گر فتد روزی نظر بر طاق ابروی توام

5

رخ نهفتی تا بمیرم بی تو من خود زیستم

زین گنه تا زنده ام شرمنده روی توام

6

در چمن گشتم بسی چون آب نامد در کنار

تازه سروی چون نهال قد دلجوی توام

7

خون جامی گر بریزی آن بود لطفی عظیم

لیک می آید دریغ از دست و بازوی توام

Sources

Persian text source: Ganjoor