غزل شمارهٔ 870
Toggle stanza 1باری دگرم کش به جفا داغ به سینه
11
باری دگرم کش به جفا داغ به سینه
تا مرهم پیشینه شود داغ پسینه
22
هیهات که شایسته غم های تو گردد
تا دل نشود پاک ز غل سینه ز کینه
33
پیش آ که به بر گیرمت ار طالب عشقی
کین درد سرایت کند از سینه به سینه
44
گنجی ست دل من که ز پیکان تو دارد
صد گوهر سیراب به هر کنج دفینه
55
دل جای غم توست نگه دارش از اغیار
شرط است ز شاهان جهان پاس خزینه
66
جانم سوی تن ز آرزوی خال تو آمد
چون مرغ که آید به زمین از پی چینه
77
تا یار کند میل غزل های تو جامی
از خون جگر رنگ کن اوراق سفینه
Sources
Persian text source: Ganjoor

