Toggle stanza 1
تا با تو من دلشده یکجا ننشینم
1

تا با تو من دلشده یکجا ننشینم

گر سر برود فی المثل از پا ننشینم

2

بی رنج کسی چون نبرد ره به سر گنج

آن به که بکوشم به تمنا ننشینم

3

تا با تو رقیبان تو تنها ننشینند

یکدم ز رقیبان تو تنها ننشینم

4

دادی به زبان دگران وعده قتلم

در کوی تو جز بهر تقاضا ننشینم

5

روی توام امروز بهشت است عجب نیست

گر منتظر وعده فردا ننشینم

6

عشاق تو را قدر چو از عشق بلند است

چون در صفشان از همه بالا ننشینم

7

چون صبر ندارم کنم از هجر کناره

کشتی چو شکسته ست به دریا ننشینم

8

گفتی که به راهم منشین جامی ازین بیش

از پای من این خار بکش تا ننشینم

Sources

Persian text source: Ganjoor