غزل شمارهٔ 19
Poet: Jami
Toggle stanza 1هر شب افروخته از آتش دل مشعلهها
11
هر شب افروخته از آتش دل مشعلهها
رود از کوی غمت سوی عدم قافلهها
22
دلم از پرتو خورشید رُخَت قندیلیست
کز سر زلف تو آویخته با سلسلهها
33
شرح اسرار خرابات نداند همه کس
هم مگر پیر مغان حل کند این مسئلهها
44
در ره فقر و فنا بی مدد عشق مرو
که کمینگاه حوادث بُوَد این مرحلهها
55
گفتوگوی خرد از حد بگذشت ای ساقی
باده در ده که ندارم سرِ این مشغلهها
66
ساعتی گوش رضا سوی منِ دلشده نه
کامشب از دست تو هم پیش تو دارم گلهها
77
واقف از سِرّ خرابات جز آن مست نشد
که به میخانه برآورد چو جامی چلهها
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

