Toggle stanza 1
مهی از راه برآمد نه که افزون ز مه است این
1

مهی از راه برآمد نه که افزون ز مه است این

سر من خاک ره او اگر آن کج کله است این

2

همه حسن است و ملاحت همه لطف است و صباحت

نه بت چارده ساله که مه چارده است این

3

شده بر هر سر راهش سپهی جمع ز خوبان

بشکن گو سپه شه که شه صد سپه است این

4

نه مرا بستر لعل است شب اندر ته پهلو

که ز خون مژه بسته جگر ته به ته است این

5

چو شب از محنت فرقت اگرم روز سیه شد

نکنم ناله ازان مه که ز بخت سیه است این

6

من و ویرانه محنت که به شبهای جدایی

دل خو کرده به غم را شده آرامگه است این

7

به رهت پست فتاده ست سر جامی بیدل

قدمی رنجه کن آخر نه کم از خاک ره است این

Sources

Persian text source: Ganjoor