غزل شمارهٔ 157
Toggle stanza 1ماهی چو رخت فلک ندارد
11
ماهی چو رخت فلک ندارد
قرص مه او نمک ندارد
22
لطفی که تو در سرشت داری
انسان چه بود ملک ندارد
33
خالی به رخت بزن که بی خال
چشمیست که مردمک ندارد
44
از باده بود نفور زاهد
قلب آرزوی محک ندارد
55
هرکس دهن تو دید خندان
در قسمت نقطه شک ندارد
66
شب بی تو مرا به زیر پهلو
گل جز خلش خسک ندارد
77
جامی که هزار خواب داند
جز تو سر هیچ یک ندارد
Sources
Persian text source: Ganjoor

