Toggle stanza 1
آمد خزان عمر و مرا گونه زرد کرد
1

آمد خزان عمر و مرا گونه زرد کرد

بر خاطرم هوای گل و سبزه سرد کرد

2

آسودگی به خواب ندید آن که تکیه گاه

از گرد بالش فلک تیز گرد کرد

3

غره مشو که خواجه به نیکی ستایدت

بدمردی زمانه تو را نیک مرد کرد

4

فرد است یار و میل دلش هست سوی فرد

خوش آن که خاطر از همه اغیار فرد کرد

5

زان آفتاب بهره جز آن گرمرو نیافت

کو بارگی ز همت گردون نورد کرد

6

گر کرد خون دلم چو زبان از سخن ببست

با او که را مجال سخن هر چه کرد کرد

7

جامی چو نیست معنی رنگین حسود را

تذهیب شعر خود به زر و لاجورد کرد

Sources

Persian text source: Ganjoor