Toggle stanza 1
مرا ز مایه سودا امید سود نماند
1

مرا ز مایه سودا امید سود نماند

که یار با من شیدا چنان که بود نماند

2

چو بافت عشق لباس از پلاس ادبارم

چه غم کز اطلس اقبال تار و پود نماند

3

صدای تیغ تو آمد به بزم زنده دلان

کدام سر که در او ذوق این سرود نماند

4

مرید عشق تو ننهاد پا به منبر وعظ

چو شیخ شهر درین پایه فرود نماند

5

نشان مجو ز دل آتشینم آه نگر

کز آتشی که تو دیدی به غیر دود نماند

6

ازان زمان که مرا قبله طاق ابروی توست

به قبله دگرم طاقت سجود نماند

7

چنان به چشم عزیز تو خوار شد جامی

که هیچ غصه ازو در دل حسود نماند

Sources

Persian text source: Ganjoor