Toggle stanza 1
خوی که تو را ز تاب می ریخته از جبین فرو
1

خوی که تو را ز تاب می ریخته از جبین فرو

موج بلاست آمده بر سر عقل و دین فرو

2

عارض توست در عرق یا ز لطافت هوا

قطره شبنم آمده بر رخ یاسمین فرو

3

سبزه خط عنبرین گرد لبت برآمده

یا صف مور را شده پای در انگبین فرو

4

جلوه گه جمال خود منظر دیده ساز اگر

در دل تنگ نایدت خاطر نازنین فرو

5

داشت در آن چَهِ ذقن دل ز جهان فراغتی

کاش نمی گذاشتی گیسوی عنبرین فرو

6

گرد ز زلف کرده ای پاک به طرف آستین

دست فشان که ریزدت مشک ز آستین فرو

7

جامی خسته دل ز غم خاک چه سان کند به سر

کز مژه اش گرفت خون روی همه زمین فرو

Sources

Persian text source: Ganjoor