Toggle stanza 1
جز هوای وصل تو در سر هوس نبود مرا
1

جز هوای وصل تو در سر هوس نبود مرا

گر کنی پروای من پروای کس نبود مرا

2

بسته جان احرام کوی توست و قالب محملش

جز دل نالان درین محمل جرس نبود مرا

3

مست می گردم به دور لعل تو در شهر و کوی

هیچ ترس از شحنه و بیم از عسس نبود مرا

4

دست می خواهم به پایت سایم و مالم به روی

بیش ازین چیزی ز لطفت ملتمس نبود مرا

5

یک نفس می خواهم از لعل لبت در کار خویش

لیک هرگز با تو حد این نفس نبود مرا

6

بعد دیرم گر دهی دشنام حالی بس مکن

زانکه صد چندین به هر دم از تو بس نبود مرا

7

گفته ای هر دم رسد از جامیم شعری به دست

چون کنم زین خدمتی به دسترسی نبود مرا

Sources

Persian text source: Ganjoor