Toggle stanza 1
بر لبم تا نفسی می رود و می آید
1

بر لبم تا نفسی می رود و می آید

همدم یاد کسی می رود و می آید

2

جان که از تن کند آمد شد کویت مرغیست

که به باغ از قفسی می رود و می آید

3

دعوی صدق محبت نه حد همچو منیست

در دل از تو هوسی می رود و می آید

4

دلم از محملت آویخته با ناله زار

چون معلق جرسی می رود و می آید

5

تن زارم ز تو در موج سرشک افتاده ست

بر سر آب خسی می رود و می آید

6

یاد روزی که مرا دیدی و گفتی این کیست

که درین کوی بسی می رود و می آید

7

بی تو از جان نبود بهره جز این جامی را

کش به یادت نفسی می رود و می آید

Sources

Persian text source: Ganjoor