غزل شمارهٔ 951
Toggle stanza 1می زد صفیر شوق خزان دیده بلبلی
می زد صفیر شوق خزان دیده بلبلی
می رفت در حقیقت حالش تاملی
گفتا ز سر ناله من آگهی نیافت
جز بلبلی که داد ز کف دامن گلی
با لطف قد و نکهت زلفت نیافتیم
بر طرف جوی سروی و در باغ سنبلی
گشتم چو خاک پست و نکردی چو آفتاب
هرگز ز اوج طارم عزت تنزلی
آمد علاج علت دل بوسه ای ز تو
ای وای اگر کند لب لعلت تعللی
چیزی به جز خیال ز من در میان نماند
تا دارم از میان تو با خود تخیلی
خم گشت پشت طاقت جامی ز بار دل
بیچاره عاشقی که ندارد تحملی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 465
هر روز باد میبرد از بوستان گلی
مجروح میکند دل مسکین بلبلی
SaadiMawaʿizGhazaliyatغزل شمارهٔ 60
دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی
زنهار بد مکن که نکردست عاقلی
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 59 - در ستایش امیر انکیانو
خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد
اندر حکایت خلفا زید باهلی
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 192
صائب ز طول بیش بود عرض راه تو
از مستی این چنین که به هر سوی مایلی
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6926
ای شهره در زمانه به شیرین شمایلی
تعویذ بند حسن تو چرخ حمایلی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 292
Sources
Persian text source: Ganjoor

