Toggle stanza 1
ای تو را دامن ز گلبرگ بهاری پاکتر
1

ای تو را دامن ز گلبرگ بهاری پاکتر

غنچه وارم هر دم از شوقت گریان چاکتر

2

بود خاک آستانت از غبار غیر پاک

شد ز شست و شوی آب چشمم اکنون پاکتر

3

ریختی صد بیگنه را خون که تیغت کس ندید

نیست شوخی از تو در عاشق کشی چالاکتر

4

تا دل از غمناکی خود شادمان دیدم تو را

جهد آن دارم که باشم از همه غمناکتر

5

نیکوان را نیست باک از خون عاشق ریختن

گر مرا کشتی چه باک ای از همه بی باکتر

6

شویم از آب مژه سازم ز تف سینه خشک

چون شود از خون ناپاکم تو را فتراک تر

7

رخش بیرون ران که بهر پایبوس مرکبت

شد جهانی بر سر ره خاک و جامی خاکتر

Sources

Persian text source: Ganjoor