غزل شمارهٔ 299

Toggle stanza 1
فرخنده عیدی کان جوان از پشت زین جولان کند
1

فرخنده عیدی کان جوان از پشت زین جولان کند

از غمزه ها خنجر زنان عشاق را قربان کند

2

رخش جفا انگیخته خون اسیران ریخته

هر سو سری آویخته جا بر سر میدان کند

3

چون از دل غرقه به خون آرند پیکانش برون

ناله نه از چاک درون از فرقت پیکان کند

4

زانگونه کز ابر چمن باشند گلها خنده زن

آن غنچه لب را چشم من از اشک خود خندان کند

5

گر خوی چکان آن لب شکر بر شوره خاک آرد گذر

آن خاک را در یک نظر سرچشمه حیوان کند

6

بر جان همی آرد کمین غم زین دل اندوهگین

سیل بلایی کو که این غم خانه را ویران کند

7

زین سان که جامی خون‌فشان در هر غزل شد قصه‌خوان

دریای خون روزی روان از جدول دیوان کند

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor