غزل شمارهٔ 71
Poet: Jami
Toggle stanza 1باز عید آمد و مهر از دهن خم برخاست
11
باز عید آمد و مهر از دهن خم برخاست
داد ساقی می و مطرب به ترنم برخاست
22
واعظ شهر درانداخت حدیثی ز لبت
گفت یک نکته و فریاد ز مردم برخاست
33
روی تو پیش نظر چهره چه مالم به رهت
چون درآمد مه من آب، تیمم برخاست
44
هر که شب بر خس و خاشاک درت پهلو سود
سحر آسوده تن از بستر قاقم برخاست
55
سرمه در چشم رمد دیده عشاق کشید
توسنت را چو غباری ز سر سم برخاست
66
چشمت آن ظالم مظلوم کش آمد که ازوست
هر کجا از چو منی بانگ تظلم برخاست
77
مرد جامی به زمین روی و نکردی رحمی
وه که از روی زمین رسم ترحم برخاست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

