غزل شمارهٔ 920
Poet: Jami
Toggle stanza 1نشان جام جم و آب خضر می طلبی
11
نشان جام جم و آب خضر می طلبی
ز شیشه حلبی جوی و باده عنبی
22
چه شد ز کوی تو گر یک دو روز ماندم دور
لدیک روحی و قلبی الیک منقلبی
33
اگر چه پایه قدرت فراز کیوان است
بترس ماه من از ناله های نیم شبی
44
شب فراق ز خون خوردن منت چه خبر
بدین صفت که تو سرمست باده طوبی
55
گذشت صبح وصال و رسید شام فراق
فعاد همی و حزنی و زاد لی تعبی
66
چو فوت شد ادب بزم وصل از من مست
ز جور هجر تو دیدم سزای بی ادبی
77
به شیخ شهر مگو جامیا حکایت عشق
مجوی از عجمی فهم نکته عربی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

