غزل شمارهٔ 887
Toggle stanza 1کی بود جانم ز بند غم رهایی یافته
11
کی بود جانم ز بند غم رهایی یافته
دیده از دیدار جانان روشنایی یافته
22
کی بود جان فگار و سینه مجروح من
مرهم وصلی بر این داغ جدایی یافته
33
کی بود زان خط جان افزای و لعل دلگشای
بخت من فیروزی و کامم روایی یافته
44
کی بود دست من و آن طره عنبرفشان
کز نسیمش جعد سنبل عطرسایی یافته
55
رفت ازین بستان نوای عیش و برگ خرمی
خرم آن مرغی که برگ از بینوایی یافته
66
بلبل بی صبر و دل با خار ازان در ساخته ست
کز گل این باغ بوی بی وفایی یافته
77
با سریر شاهی و تاج کیانی جم نیافت
جامی آن گنجی که در کنج گدایی یافته
Sources
Persian text source: Ganjoor

