Toggle stanza 1
چون برید از تن رگ جان آه دل آهسته شد
1

چون برید از تن رگ جان آه دل آهسته شد

چنگ افتاد از نوا چون تار ازو بگسسته شد

2

بی رخ جانان تماشای جهان لطفی نداشت

آبروی این کهن باغ آن گل نورسته شد

3

بس که چشمم ریخت در هجر رخت باران شوق

عاقبت از لوح دل نقش صبوری شسته شد

4

شد فگار از رشک حسد را دل و جان کز چه رو

زخم تیغت مرهم ریش من دلخسته شد

5

گه گهی دل جانب محراب ها می داشت میل

تا نمودی آن دو ابرو میل دل پیوسته شد

6

تا ز جعد مشکبو پیش دو رخ بستی نقاب

بر رخ جامی در اقبال و دولت بسته شد

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 339 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood