Toggle stanza 1
چرخ اخضر کز دو چشم خاست موج خون در او
1

چرخ اخضر کز دو چشم خاست موج خون در او

شیشه سبز است و اشکم باده گلگون در او

2

شد جهان از اشک من دریا و می ترسم شود

غرقه از بار دل من زورق گردون در او

3

جا درون دل گرفتی چاکش از پیکان بدوز

تا نیابد ره خیال غیری از بیرون در او

4

رشته جان گر ز زلفت نگسلد چندین مپیچ

جان من گو باش یک تار دگر افزون در او

5

عشق تو هوشم ز دل بربود ترک عشوه ده

باده مست افتاد و مردافکن مریز افیون در او

6

روی مجنون بود در لیلی ولی زد بحر عشق

عاقبت موجی که گم شد لیلی و مجنون در او

7

مخزن سلطان عشق آمد دل جامی و نیست

جز خیال لعل جانان گوهری مخزون در او

Sources

Persian text source: Ganjoor