شمارهٔ 11
Toggle stanza 1اینچنین عالی بنا در عرصه عالم کم است
11
اینچنین عالی بنا در عرصه عالم کم است
کس نکرد اینسان بنایی تا بنای عالم است
22
تا پی بوسه به خاک آستانش لب نهند
پشت گردون زیر پای خاکبوسانش خم است
33
آب لطفش می چکد از سقف بر دیوار و در
این درختانش که بینی سبز و خرم زان نم است
44
کی ز تصریف زمان فک گردد از وی تا ابد
دال دولت کز ازل در سدره او مدغم است
55
از فروغ روزن او صبح دولت می دمد
خوش بود با صبح او همدم شدن گر یکدم است
66
در حریمش محرمان راکامرانیها بود
مانده محروم از حریم او همین نامحرم است
77
شانه شکل کنگر بامش زند مشاطه وار
زلف عشرت راکه از بار حوادث درهم است
88
می زند هم دور و هم نزدیک را گلبانگ عیش
شاهد این نکته در وی نغمه زیر و بم است
99
تاجداران پا ز سر ناکرده در وی چون روند
کاستان او قدمگاه خدیو اعظم است
1010
شاه قیصر قصر اسکندر در فغفور فر
عدل ورز ظلم کاه دین پناه دادگر
Sources
Persian text source: Ganjoor

