غزل شمارهٔ 532
Poet: Jami
Toggle stanza 1ای سر عقل از خطت بر خط فرمان عشق
11
ای سر عقل از خطت بر خط فرمان عشق
گوی دل از طره ات در خم چوگان عشق
22
منشی هجران نوشت بهر هلاکم نشان
مهر زد از داغ دل صاحب دیوان عشق
33
رفت به هر وادیی از مژه ام سیل خون
تشنه هنوزم به خون ریگ بیابان عشق
44
جورکشی بر درت ساخت مرا سربلند
اره فرق من است کنگر ایوان عشق
55
باد که جنبید ازو سلسله زلف تو
شد دل دیوانه را سلسله جنبان عشق
66
چاک مکن سینه ام ترسم ازین روزنه
بر همه روشن شود آتش پنهان عشق
77
نامه که پیچیده شد گفته جامی در او
هست پی اهل دل لقمه ای از خوان عشق
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

