Toggle stanza 1
با تو یکجا نمی توانم بود
1

با تو یکجا نمی توانم بود

وز تو یکتا نمی توانم بود

2

با تو دارم چو تن به جان پیوند

تن تنها نمی توانم بود

3

بر سر کوی تو ز بیم رقیب

آشکارا نمی توانم بود

4

بی تو بالین نشایدم ز حریر

سر به خارا نمی توانم بود

5

بر دلم بی تو شهر تنگ آمد

جز به صحرا نمی توانم بود

6

بدرم خرقه شکیبایی

چون شکیبا نمی توانم بود

7

بستم از ناله لب تو را زین بیش

انده افزا نمی توانم بود

8

من و قطع ره عدم چه کنم

بی تو قطعا نمی توانم بود

9

جز به آزار تیغت آسوده

جامی آسا نمی توانم بود

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 159 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood