Toggle stanza 1
جان تن فرسوده را با غم هجران گذاشت
1

جان تن فرسوده را با غم هجران گذاشت

طاقت صحبت نداشت خانه به مهمان گذاشت

2

تیر تو آمد فرو سینه بسی تنگ بود

دل به عدم رو نهاد جان به پیکان گذاشت

3

کعبه روی را کشید جذبه خاک درت

راحله و زاد را زیر مغیلان گذاشت

4

گریه چراغم بکشت گرمی دل همچنان

آتش پیدا نشاند سوزش پنهان گذاشت

5

ترک دل آشوب من گر خرد و صبر پاک

برد به غارت چه باک شکر که ایمان گذاشت

6

طرف کله بر شکست رخش جفا تند راند

هر قدمی صد چو من واله و حیران گذاشت

7

جامی بیدل نیافت داد ز خوبان شهر

راه سفر برگرفت شهر بدیشان گذاشت

Sources

Persian text source: Ganjoor