Toggle stanza 1
روز ما را ساخت چون شب تیره آن ماه از فراق
1

روز ما را ساخت چون شب تیره آن ماه از فراق

چند سوزیم از فراق آه از فراق آه از فراق

2

آگهند از ماه تا ماهی که هر شب می رود

آب چشمم تا به ماهی آه تا ماه از فراق

3

وصل جانان شایدم روزی شود پیش از اجل

یک دو روز ای جان غمدیده امان خواه از فراق

4

محنت دوری مپرس از ساکنان کوی دوست

نازپرورد وصال آخر چه آگاه از فراق

5

تا به کی سرگشته گردم در فراق ای برق وصل

نور ده یک لحظه تا بیرون برم راه از فراق

6

روز وصل یار ما را غیرت اغیار گشت

چون وصال این وحشت آرد لوحش الله از فراق

7

در صبوری گرچه جامی بود پا برجا چو کوه

گردش گردون به بادش داد چون کاه از فراق

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 534 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood