Toggle stanza 1
ای آرزوی جان دهن از گفت و گو مبند
1

ای آرزوی جان دهن از گفت و گو مبند

بر عاشقان خسته در آرزو مبند

2

خار ستیز در قدم اهل دل مریز

بر طالبان وصل ره جست و جو مبند

3

گرد عذار دائره عنبرین مکش

بر آفتاب سلسله مشکبو مبند

4

در زلف تو مجال گذر نیست شانه را

چندین دل شکسته به هر تار مو مبند

5

جز نیستی نشان ندهد زان میان کمر

بهر خدا که تهمت هستی بر او مبند

6

جان شد ز رنگ و بوی میم تازه ای حریف

روی قدح مپوش و دهان سبو مبند

7

بلبل به گفت و گو غم گل می برد به سر

جامی چو غنچه با دل خون دم فرو مبند

Sources

Persian text source: Ganjoor