Toggle stanza 1
صبح ما از تو به غم شام به ماتم گذرد
1

صبح ما از تو به غم شام به ماتم گذرد

صبح و شام کسی از عشق چنین کم گذرد

2

نازنین طبع تو را از گله چون رنجانم

هر چه کردی بگذشت آنچه کنی هم گذرد

3

کیست آگاه ز حال دل در هم شدگان

جز نسیمی که بر آن طره در هم گذرد

4

لذت زخم خدنگ تو نداند هرگز

هر که در سینه اش اندیشه مرهم گذرد

5

جویها بین به رخ افتاده من گریان را

بس که از دیده به رو سیل دمادم گذرد

6

مکن افسانه ما گوش که این مایه غم

حیف باشد که بر آن خاطر خرم گذرد

7

گر بود جای گذر گرد درت جامی را

جامی آن دارد اگر از همه عالم گذرد

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 405 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood