غزل شمارهٔ 845
Toggle stanza 1ای بر سریر حسن جم آیین و کی شکوه
11
ای بر سریر حسن جم آیین و کی شکوه
از سنگ جور و بار غمت پشت ما به کوه
22
پیش درت به خاک مذلت فتاده است
گر تاج شوکت است و گر افسر شکوه
33
سری که نانوشته همی خواندم از رخت
خط تو شرح داد علی احسن الوجوه
44
ای جسته حل مشکل ما ز اهل صومعه
باز آ که این گره نگشاید ازان گروه
55
جامی به سعی خویش ز جانان خبر نیافت
یا معشر الاحبة بالله خبروه
Sources
Persian text source: Ganjoor

