غزل شمارهٔ 151
Toggle stanza 1مه شمع شب افروز و رخت نور تجلی ست
مه شمع شب افروز و رخت نور تجلی ست
او را به جمال تو کجا زهره دعوی ست
رضوان به هوای قد رعنای تو ای سرو
جاوید وطن ساخته در سایه طوبی ست
منما به کس آن روی و در آیینه نظر کن
زان رو که تماشای رخت هم به تو اولی ست
هر جا نفسی می گذرد زان لب شیرین
آنجا چه مجال دم جان پرور عیسی ست
گفتی پس عمریت تسلی دهم از وصل
عمری ست که ما را به همین وعده تسلی ست
هر گل که برآید ز گل تربت مجنون
بوی خوشش آمیخته با نکهت لیلی ست
در کسوت رندی قدح آشامی جامی
به زان حیل و زرق که در خرقه تقوی ست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
گر آینهات محرم زشتی و نکوییست
جوهر ندهی عرضکه پر آبله روییست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 703
در زلف تو از راست سوی چپ کششی نیست
آری طرف راست گرفتن ز چپ اولی ست
JamiDivan-e Ashʿarاشعار پراکندهشمارهٔ 15
بستان ز شکوفه پر از انوار تجلی ست
بشکفته گل از شاخ شجر آتش موسی ست
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 91
Sources
Persian text source: Ganjoor

