غزل شمارهٔ 118
Toggle stanza 1لاله قدح باده و گل شاهد رعناست
لاله قدح باده و گل شاهد رعناست
گلبانگ زنان مرغ چمن مطرب گویاست
بخرام سوی باغ که شادی و طرب را
بی سعی تو و من همه اسباب مهیاست
تا گل تتق غنچه ز رخسار گشاده ست
نرگس همه تن چشم شده بهر تماشاست
سبزه کشد از سوزن زنگار گرفته
خاری که شکسته ز دی اندر جگر ماست
بر صورت نرگس بگشا چشم که گویی
پیراهن خورشید عیان عقد ثریاست
یا بر کف سیمین بدنی جام زر است آن
کز هر سویش انگشت چو سیم آمده پیداست
بهر قبسی ز آتش گل شاخ شکوفه
از جیب برون کرده چو موسی ید بیضاست
سرکرده فرو خرقه کبودی ست بنفشه
کز سبزه به زیر قدمش سبز مصلاست
این ابر بهار است که در سایه جودش
پر گوهر در گشته همه دامن صحراست
نی نی غلطم بلکه سراپرده عشرت
شاه از پی بخشش زده بر طارم میناست
جامی که زد از نو رقم این شعر بهاری
از برگ گیاهی چمن مدح شه آراست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
امروز به هر حالی بغداد بخاراست
کجا میر خراسانست، پیروزی آنجاست
RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 16
دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست
از خانه برون آمد و بازار بیاراست
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 46
ماهی بچهای شوخ به شاهین بچهای گفت
این سلسلهٔ موج که بینی همه دریاست
Allama IqbalPayam-e Mashriqافکاربخش 25 - شاهین و ماهی
Sources
Persian text source: Ganjoor

