غزل شمارهٔ 277
Poet: Jami
Toggle stanza 1چنین کان ترک عاشقکش به حسن خویش مینازد
11
چنین کان ترک عاشقکش به حسن خویش مینازد
سزد کز غایت حشمت به حال من نپردازد
22
به راهش خاکم ای دیده بزن بر آتشم آبی
که ترسم توسنش را ز آتش دل نعل بگدازد
33
عجب تند است رخش او که گردش درنمییابد
دلم هر چند از پی مرکب اندیشه میتازد
44
همه خوبان به چوگان باختن یارب چرا هرگز
نمی آید برون ماه من و چوگان نمی بازد
55
ز جام نیستی ریز ای اجل یک جرعه در کامم
که بیماران هجران را جز این شربت نمی سازد
66
ره و رفتار اگر این ست و لطف قد و بالا این
نشاید سرو را دیگر که در بستان سرافرازد
77
کیم من جامیا کو آشکارم پیش خود خواند
نهانی یک نظر ای کاشکی سوی من اندازد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

