Toggle stanza 1
تا ز آتش تب شمع رخت تاب گرفته ست
1

تا ز آتش تب شمع رخت تاب گرفته ست

بس شعله کزان در دل احباب گرفته ست

2

بیمار تو شد دل ز لبت چاشنیی بخش

کش آرزوی شربت عناب گرفته ست

3

در دیده دگر خواب خیال است که بینم

زینسان که خیال تو ره خواب گرفته ست

4

هر سجده که در عمر خود آرد همه سهو است

آن کس که جز ابروی تو محراب گرفته ست

5

گو شمع به کنجی بنشین کز رخت امشب

کاشانه ما را همه مهتاب گرفته ست

6

هر جا ز لطافت سخنی رفت دهانت

بس نکته که بر غنچه سیراب گرفته ست

7

جامی که همه جام می ناب گرفتی

تا دیده رخت ترک می ناب گرفته ست

Sources

Persian text source: Ganjoor