Toggle stanza 1
خیل بتان برون ز شمار است و شه یکی
1

خیل بتان برون ز شمار است و شه یکی

آری بود ستاره هزاران و مه یکی

2

کردند عرض حسن سپاه بتان ولی

چون شهسوار من نبود زان سپه یکی

3

از ما چه اعتبار که صد تاج خسروی

باشد بر آستان تو با خاک ره یکی

4

خوش خواب مستی تو که من با فراغ دل

بوسم گه آن دو لعل می آلود و گه یکی

5

عشقت گرفت کشور دل عقل گو برو

کان ملک را بسنده بود پادشه یکی

6

خوی تو گرچه نیست بجز بی گنه کشی

از عاشقان که دیده چو من بی گنه یکی

7

جامی مرو ز میکده با خانقه که هست

در کوی عشق میکده و خانقه یکی

Sources

Persian text source: Ganjoor