Toggle stanza 1
کیست آن شوخ که مهمان تهیدستان است
1

کیست آن شوخ که مهمان تهیدستان است

که ز سر تا به قدم شعبده و دستان است

2

مجلس از رشک رخش داغ نه گلزار است

خانه از سرو قدش طعنه زن بستان است

3

تا لبش چاشنیی در قدح باده فکند

رفته بر چرخ برین عربده مستان است

4

عیش را داد بده کام دل از می بستان

که ز هر گوشه صدای بده و بستان است

5

نگسلم طفل وش از دایه لطفش هر چند

که سیه کرده ز بخت سیهم پستان است

6

خضر و سرچشمه او می طلبی خیز و بجوی

آن خط سبز و لب لعل که گر هست آن است

7

جامی از خاک خراسان چه کنی قصد حجاز

چون تو را کعبه مقصود به ترکستان است

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 147 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood