Toggle stanza 1
چرخ را جامی نگون دان کز می عشرت تهی ست
1

چرخ را جامی نگون دان کز می عشرت تهی ست

باده از جام تهی جستن نشان ابلهی ست

2

مرد جاهل جاه گیتی را لقب دولت نهد

همچنان کاماس بیند طفل و گوید فربهی ست

3

از بقا گردون قبایی بر قد یک تن ندوخت

خلعتی بس فاخر آمد عمر عیبش کوتهی ست

4

نیست شاخ میوه دار ایمن ز سنگ ناکسان

خوش تهیدستی که او آزاده چون سرو سهی ست

5

خوش برآ با قطع و وصل باغبان همچون نهال

گر تو را زین باغ پر آسیب امید بهی ست

6

راه بس باریک و شب تاریک و دزدان در کمین

بی دلیلی عزم ره کردن دلیل بی رهی ست

7

هر که چون جامی درین ره شد ز ما و من تهی

گر به صورت مبتدی باشد به معنی منتهی ست

Sources

Persian text source: Ganjoor