Toggle stanza 1
ز فرقت تو چه گویم چه ناتوان شده‌ام
1

ز فرقت تو چه گویم چه ناتوان شده‌ام

ز قحط آب چمن چون شود چنان شده‌ام

2

زمان وصل تو چون زود همچو برق گذشت

ز نوک هر مژه من ابر خون‌فشان شده‌ام

3

ز بس که گشته‌ام از فکر آن میان باریک

ز چشم مردم باریک‌بین نهان شده‌ام

4

سموم هجر توام پی بر استخوان نگذاشت

پی سگان درت مشتی استخوان شده‌ام

5

بر آستان تو آمد سریر عزت من

بر آستان که کم از خاک آستان شده‌ام

6

طفیل خیل سگانم تفقدی می‌کن

به کوی تو دو سه روز که میهمان شده‌ام

7

مگو که پیر شدی ترک عشق گو جامی

که من به عشق تو پیرانه‌سر جوان شده‌ام

Sources

Persian text source: Ganjoor