Toggle stanza 1
گر کار دل عاشق با کافر چین افتد
1

گر کار دل عاشق با کافر چین افتد

به زانکه به بدخویی بی رحم چنین افتد

2

جایی که بود تابان خورشید مکن جولان

حیف است کزان بالا سایه به زمین افتد

3

عشق تو به مهر و کین هر چند زند قرعه

مشکل که به نام من جز قرعه کین افتد

4

هر جا که جعد برقی از آتش عشق تو

صد دلشده را شعله در خرمن دین افتد

5

محراب حضور آمد ما را خم ابرویت

در وی ز خطای ما مپسند که چین افتد

6

هر لحظه زنم آهی باشد که بدین ناوک

سیاره ادبارم از چرخ برین افتد

7

جامی چو سخن راند از لعل گهربارت

در دامنش از دیده درهای ثمین افتد

Sources

Persian text source: Ganjoor