Toggle stanza 1
آن که از حلقه زرگوش گران است او را
1

آن که از حلقه زرگوش گران است او را

چه غم از ناله خونین جگران است او را

2

گو کله برشکن از ناز که در مسند حسن

منصب شاهی زرین کمران است او را

3

دیده دریاست مرا زان گهر پاک که جای

صدف سینه صاحبنظران است او را

4

شد مرا حال دگر از غم آن شوخ ولی

نظر لطف به حال دگران است او را

5

دی گذشت از من بد روز و دگر بازنگشت

وه که خاصیت عمر گذران است او را

6

خاک شد دیده غمدیده مجنون و هنوز

چشم جان جانب لیلی نگران است او را

7

پند تلخ پدران در دل جامی نگرفت

زانکه دل در کف شیرین پسران است او را

Sources

Persian text source: Ganjoor