غزل شمارهٔ 59
Toggle stanza 1از تنگهای شکر ناب آن دهن به است
11
از تنگهای شکر ناب آن دهن به است
وز میوه های باغ بهشت آن ذقن به است
22
از تن قبا بکش که حجابیست بس کثیف
اندام نازکت به ته پیرهن به است
33
گفتی که شاد زی که نمردی ز هجر من
در راه عشق مردن ازین زیستن به است
44
دارم هوای کوی تو هرجا که می روم
پیش غریب از همه عالم وطن به است
55
از بهر یوسفی چو زلیخا به کوی عشق
مردی که جان نباخت ازان مرد زن به است
66
جامی ز بود خود بگذر در صف سگانش
خلوت در انجمن سفر اندر وطن به است
Sources
Persian text source: Ganjoor

