Toggle stanza 1
ای خوش آن عاشق که با یار خود است
1

ای خوش آن عاشق که با یار خود است

زنده از دیدار دلدار خود است

2

خرم آن بلبل که با گلبانگ شوق

کرده جا برطرف گلزار خود است

3

می طپد نالان دل من گوییا

در سماع از ناله زار خود است

4

برندارد یار ما ز آیینه چشم

همچو ما مشتاق دیدار خود است

5

با لب نوشین طبیب آمد ولی

در کمین جان بیمار خود است

6

کی چشد ذوق گرفتاری عشق

هر که چون زاهد گرفتار خود است

7

عمر جامی گرچه در کار تو رفت

تا تو رفتی بی تو در کار خود است

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 66 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood