Toggle stanza 1
دلم ز هجر رخت رو به کلبه غم کرد
1

دلم ز هجر رخت رو به کلبه غم کرد

پلاس کلبه غم را لباس ماتم کرد

2

ز تندباد حوادث چه غم چنین که مرا

نهال عشق تو در سینه بیخ محکم کرد

3

ملک زحسن تو در آب و خاک سری دید

که از مشاهده آن سجود آدم کرد

4

ببین لطافت حاجی که یاد تشنه لبی

که سوخت دور ز کعبه به آب زمزم کرد

5

مباد راحت مرهم نصیب بی دردی

که با جراحت تیغ تو یاد مرهم کرد

6

گرفت جم همه روی زمین به زیر نگین

چو وصف لعل تو نقش نگین خاتم کرد

7

جز آبیاری سروت نداشت جامی چشم

که از خیال رخت جوی دیده پر نم کرد

Sources

Persian text source: Ganjoor