Toggle stanza 1
من به خون غرق و لب لعل تو در خنده هنوز
1

من به خون غرق و لب لعل تو در خنده هنوز

زخم کاری و من از تیغ تو شرمنده هنوز

2

چه عجب گر بگدازم همه شب بی تو چوشمع

عجب اینست که روز آید و من زنده هنوز

3

بس گرفتار که در راه وفایت شده خاک

سرو تو سایه بر آن خاک نیفکنده هنوز

4

نکند گرچه دگر با تو صنوبر دعوی

خورد از دست صبا مشت پراکنده هنوز

5

سالک از ژنده صدپاره به جایی نرسد

رشته مهر تو نادوخته در ژنده هنوز

6

شاه را خاتم دولت ندهد نقش مراد

در نگین حرف تمنای تو ناکنده هنوز

7

جامی آزاد شد از بندگی خلق ولی

همچنان هست سگ کوی تو را بنده هنوز

Sources

Persian text source: Ganjoor